تا الان ذهنیتی روشن نسبت بهش نداشتم تا اینکه اتفاقات اخیر باعث شد بشناسمش و دید واضحی نسبت بهش پیدا کنم.برام جالب بود وقتی بچه بوده دوست داشته بهش بگن آرمین چون پسرهمسایشون اسمش آرمین بوده و اون از این اسم خوشش می اومده و جالب تر بود وقتی دیدم با چه دید روشنی و فهم عمیقی نسبت به اسم خودش و مقام این اسم نگاه می کنه و خوب درکش می کنه.این درک مذهبی از یه ایمان بالا و خالص نشات می گیره که تو وجودش نهادینه شده و با پوست و استخونش درکش کرده و فهمیدش.کاش همه اونایی که به مذهبی بودن خودشون و ایمان بالاشون اعتقاد دارن ایمانشون مثل اون نهادینه وذاتی باشه نه ظاهری و لفظی.درک اینکه خدا همیشه کنارته یه جمله نیست یه حس عمیقه یه باورشیرینه که تا لمسش نکرده باشی تو رفتارت ازش خبرو نشونه ای نیست اما رفتاراون نشون میده که با تمام وجودش به حضور خدا در لحظاتش رسیده.خوشحالم که هنوز همچین افرادی روی زمین پیدا میشن که ایمانشون قلبیه و با جرات و جسارت ازش حرف میزنن و ازش دفاع میکنن. به قول پدرش :he is my son

دخترهمسايه...