فردا صبح اگر زنده باشم باید کاری که مدتها ترس وتردید در انجامش داشتم انجام بدم.نمی دونم آخرش چی میشه.شاید از وقتش گذشته باشه.شایدم هم نه.شاید بعد از انجامش مثل خیلی وقتای دیگه حسرت وندامت سراغم بیاد.شاید گریه کنم.شاید نتیجه همه زحماتم به باد بره.شاید خورد بشم.شاید همه درا به روم بسته بشه.شاید خدا کمکم نکنه.شاید من از همه با وجود همه برگ برنده هام عقب بمونم.شاید مثل همیشه اذیت بشم.شاید تو تنهایی خودم غوطه ورتر بشم.شاید................خدایا کمکم کن.من ایمانم ضعیفه...نذار حال خوب با تو بودنو رها کنم.
ما را در سایت دخترهمسايه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 112